
سلام دوستان گلم
از این بعد علاقمندان به برنامه های تلویزیون کانال های مختلف تلویزیونی را به صورت زنده در این وبلاگ مشاهده کنند لینک شبکه های مختلف رو براتون تو بخش زنده تلویزیونی قرار دادم فعلا از تلویزیون خودمون شروع کردم شبک های ماهواره ای هم در آینده قرار میدم
یک تذکر هم بدم که برای دیدن پخش زنده باید سرعت اینترنتتون هم بالا باشه
![]()
فدای دوستان![]()
![]()
علیرغم پیشرفتهای بسیار چشمگیری که در فهم جهان فیزیکی نصیب علم جدید شده است ، شمار رازهای ناشناختهای که دانشمندان برای کشف آنها در تلاشند از حد و اندازه افزون است . در این مقاله به بررسی هفت راز بزرگ از میان مجموعه پرشمار اسرار کشف ناشده میپردازیم .
● سوال اول :
چه عاملی کیهان را به تکاپو وا میدارد؟
علم جدید تا برای این پرسش ، پاسخ خرسند کنندهای بدست نیاورد نمیتواند به کشف راز بسیاری دیگر از پدیدههای جالب توجه اهتمام ورزد. برای درک اموری نظیر منشأ کیهان ، سرنوشت نهایی سیاهچالهها ، امکان سفر در زمان ، میباید نخست برای این پرسش که کیهان چگونه عمل میکند ، پاسخ درخوری یافت شود. فیزیک قرن بیستم بر مبنای دو نظریه بنیادین یعنی نظریه نسبیت انیشتین و نظریه مکانیک کوانتومی بنیاد شد. در قرن بیست و یکم دانشمندان با بهرهگیری از این دو نظریه توفیق یافتهاندکه شناخت خوبی از بسیاری از ذرات بنیادی به دست آورند اما این دو نظریه ظاهراً در بن و اساس با یکدیگر ناسازگارند و تصویرهای متعارضی از واقعیت نهایی ارائه میدهند. حال آنکه علی الفرض واقعیت میباید واحد باشد . تلاش برای وحدت بخشیدن به این دو نظریه ظاهراً متعارض، بسیاری از برجستهترین دانشمندان را به خود مشغول داشته است. مشکل اساسی در این است که نیروی جاذبه که نظریه نسبیت درباره آن سخن میگوید ، کل ساختار زمان ـ مکان و بنابراین تمامی کیهان را در بر گرفته ، در حالی که نظریه مکانیک کوانتومی درباره سه نیروی بنیادی دیگری سخن میگوید که درون این ساختار جای دارد. به این ترتیب کاربرد نظریه کوانتومی درمورد نیروی جاذبه نظیر استفاده از جزء برای فهم کل، با مشکلاتی جدی همراه است.
کیهان از چه چیز ساخته شده است؟
رصدهایی که به وسیله اخترشناسان صورت میگیرد این نکته را مشخص ساخته که به ازای هر یک گرم از مادهای که سیارات و ستارگان و کهکشانها را بوجود آورده، چند گرم از مادهای وجود دارد که ماهیت آن ناشناخته است وجود این ماده بر اساس نوع رفتاری که اجرام کیهانی از خود آشکار میسازند حدس زده میشود .
براساس قوانین فیزیک اگر آتشگردانی را با سرعت به چرخش درآوریم با سرعت در هوا به پرواز درخواهدآمد. در مورد ستارگانی که در حاشیه کهکشانها به دور مرکز در گردشند نیز دقیقاً همین وضع برقرار است . نخ یا رشتهای که این ستارگان را پایبند نگه میدارد همان نیروی جاذبه است.
اما محاسبات نشان میدهد که نیروی جاذبه حاصل از ماده فیزیکی قابل رؤیت موجود در کهکشانها برای نگهداری ستارگانی که با جرم عظیم و سرعت زیاد در حاشیه آنها در حال گردشند کافی نیست.
برای نگهداری این ستارگان به صورت دیوان پای در زنجیر، به طناب یا رشته مستحکمتری نیاز است و از همینجا دانشمندان نتیجه گرفتهاند که در درون هر کهکشان میباید ذخایر عظیمی از نوعی ماده نادیدنی وجود داشته باشد که نیروی جاذبه لازم برای جلوگیری از گریز ستارگان را فراهم میآورد. استدلال مشابهی دلالت میکند بر اینکه از این نوع ماده نادیدنی میباید در فضای ما بین کهکشانها نیز موجود باشد و حرکات کهکشانها را نسبت به یکدیگر تنظیم کند.
آیا فرضیه نیروی ضد جاذبه که انیشتین پیشنهاد کرد نادرست بود ؟
انیشتین زمانی برای برقراری نوعی تعدیل در فرضیهای که درباره وضع و حال کیهان پیشنهاد کرده بود، به وجود نوعی نیروی ضد جاذبه قائل شد اما اندکی بعد این فرضیه را پس گرفت و از آن با عنوان «بزرگترین خبط علمی خود» یاد کرد.
اما تحقیقات جدید نشان میدهد که احیاناً وجود چنین نیرویی چندان دور از واقعیت نیست.
عبارتی که انیشتین در معادلات مربوط به فرضیه نسبیت عام خود وارد ساخت، از خاصیت نیروی دافعه برخوردار است و موجب میشود کیهان دچار انبساط شود . انیشتین که معتقد بود کیهان درحال ثبات قرار دارد ناگزیر شد این عبارت را اضافه کند تا اثر نیروهای انقباضی در معادلات خود ( ناشی از وجود جرمهای عظیم در کیهان ) را خنثی سازد.
چرا ما در عالمی سه بعدی زیست میکنیم؟
فیزیکدانان براین باورند که ظهور عالمی که ما در آن جای داریم به دنبال وقوع مه بانگ (انفجار) اولیه امری کاملا تصادفی بوده واحیاناً کیهان هایی دیگری نیز وجود دارند که شماره ابعاد آنها متفاوت است.
صد سال قبل نویسنده ای به نام ادوین ابوت کتابی منتشر کردبا عنوان « سرزمین مسطح » که در آن عالمی دو بعدی مورد بحث قرار گرفته بود.
قوانین علمی یک جهان دو بعدی احیاناً با قوانین جهان سه بعدی ما تفاوت بسیار دارند به عنوان مثال امواج در یک جهان دوبعدی به سهولت جهان سه بعدی سیر نمی کنند و بنابراین انواع واقسام دشواریها در خصوص برقراری ارتباط وانتقال پیامها پدید می آید واز آنجا که ظهور حیات خودآگاه متکی به انتقال نخواهد شد . از سوی دیگر زندگی در عوالمی که بیش از سه بعد دارند نیز با دشواریهای خاص خود روبروست .
آیا سفر در زمان امکانپذیر است؟
براساس نظریه نسبیت انیشتین امکان سفر در زمان خواه به آینده وخواه به گذشته وجود در عین حال به بروز بسیاری از پاردوکس ها منجر می شود از این رو برخی از فیزیکدانان مدعی اند که برخی از موانع عملی مانع از انجام چنین سفری می شود (برای تفصیل مطلب به مجموعه مقالات ساینتیفیک امریکن در مورد مفهوم زمان رجوع شود.)
آیا ما در یک صافی کیهانی زندگی میکنیم ؟
هر چند مفهوم سیاهچاله ها امروزه برای همگان آشناست اما این اجرام عظیم کیهانی هنوز حیله وشگفتیهای زیادی در آستین دارند ، سیاهچاله ها ستاره های بزرگی هستند که انرژی هسته ای خود را به پایان رسانده اند وهمه را در اثر تشعشع از دست دادهاند در این حال هسته عظیم وچگال ستاره تحت تأثیر نیروی جاذبه غول آسای آن در کسری از ثانیه به درون خود ریزش می کند اگر شکل هندسی هسته دقیقاً کروی باشد ، به واسطه اثر تقارن همه ماده موجود در مرکز کره مجتمع می شود و به این ترتیب شدت میدان جاذبه تا حد بسیار بسیار زیادی افزایش می یابد.
از آنجا که جاذبه تأثیر خود را به صورت تغییر شکل زمان – مکان آشکار می سازد (نظیر یک گوی سنگین که بر روی بالش قرار داده شود شکل آن را تغییر میدهد) وجود یک میدان جاذبه عظیم ومتمرکز در یک نقطه هندسه زمان – مکان اطراف این نقطه را دستخوش تغییرات اساسی می سازد وحفره ای به وجود می آورد که همه چیز را به سمت خود میکشد.
پدیدار آگاهی از کجا وچگونه پدید آمده است ؟
پرسش بی پاسخ دیگری که ذهن فیزیکدانان را به خود مشغول داشته این است که چرا برخی از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در مغز وسلسله اعصاب جریان دارد با خود احساس وآگاهی به همراه می آورد در حالی که برخی دیگر از جریانهای الکتریکی نظیر آنها که در شبکه های سراسری برق سیر می کنند ظاهراً چنین آثاری با خود به همراه نمی آورند.
مساله را به صورت معکوس نیز می توان مطرح کرد چگونه است که آگاهی واحساسات که احیاناً مادی نیستند می توانند الکترونها ویونها را در مدارهای مغز به حرکت در آورند و موجب بروز پدیدارهای فیزیکی شوند سوال دیگری که می توان مطرح کرد این است که آیا اساساً این قبیل پرسشها معنا دار هستند؟ واگر چنین است آیا پاسخگویی به آنها وظیفه فیزیکدانان است؟
برخی از فیزیکدانان معتقدند که اگر فیزیک یک رشته فراگیر است واگر علم نهایتاً قابل تحویل به امور فیزیکی است در آن صورت فیزیکدانان باید به اینگونه پرسشها نیز بپردازند گاهی اوقات گفته می شود که حیات در لابلای قوانین فیزیکی مندرج است.
البته هر چند این نکته درست است که اگر قوانین فیزیکی اندکی متفاوت می بودند حیات شکل نمیگرفت و اما اگر اصلی تحت عنوان « اصل حیات» وجود داشته باشد نمی توان رد آن را در قوانین فیزیکی به دست آورد . برای دستیابی به این اصل باید به سراغ نظریه های ریاضی نظیر نظریه مربوط به سیستمهای بسیار پیچیده یا نظریه های اطلاعات رفت هر چه باشد هر سلول زنده به یک معنا عبارت است از سیستمهای بسیار پیچیده ای که فعالیت اصلیش پردازش اطلاعات و باز تولید است.
حالا درسته زن و مرد كلا با هم فرق دارند ...
، اما چرا بجای تاکيد روی کيفيتهای منفي زن و مرد چرا روی نقاط مثبت آنان تکيه نکنيم؟ 
بياييم از خانم ها شروع کنيم
:
زنان مهربان ، عاشق و دلسوزند.
زنان وقتی که خوشحال هستند گريه ميکنند.
زنان برای نشان دادن توجه و علاقه هميشه کارهای کوچکي انجام می دهند.
آنان برای دست يابی فرزندانشان به بهترين چيزها از هيچ کاری دريغ نمی کنند.
زنان قدرت اين را دارند که حتی وقتی بسیار خسته هستند ونمی توانند روی پای خود بايستند،لبخند بزنند.
آنان می دانند که چگونه يک وعده غذايی را به فرصت تبديل کنند.
زنان ميدانند چگونه از پول خود بهترين بهره را ببرند.
آنان ميدانند چگونه يک دوست بيمار را تيمار کنند.
زنان شادی و خنده را بدنيا ارزانی می کنند.
زنان صادق و وفادارند.
زنان در زير آن ظاهر نرم، اراده پولادين دارند.
آنان برای ياری رساندن به دوستی محتاج همه کار می کنند.
زنان از بی عدالتی به آسانی به گريه می افتند.
آنان می دانند چگونه به يک مرد احساس پادشاه بودن بدهند.
زنان دنيا را مکانی شادتر برای زندگی می سازند.
............
..........
........
......
....
...
..
.
.
حالا نوبت مردان است:
مردان برای حمل اشيای سنگين و کشتن سوسک و عنکبوتها خوبند
))))))) !!!
******
بنده هر كاري كردم ديدم نميشه بين زن و مرد صلح برقرار كرد 
بنابراين مجددا كل كل بين آقايان و خانمها را بر قرار خواهيم كرد 
حالا خانومها با اين ايميل حال كنند تا يكي دو روز ديگه كه بد جوري قراره گير بدهيم به مزيت هاي مرد بودن
...
فعلا خانومها حال كنيد 
تا بعد ...
در اين گزارش درصددم كه تاريخچه و چگونگي پيدايش نان سنگك را براي ايرانيان عزيز ساكن كانادا كه امروزه از مغازهها و سوپرماركتهاي ايراني نان سنتي ايراني سنگك با كيفيت و بسته بندي بهداشتي تهيه مينمايند را شرح دهم. قبل از آنكه وارد اين بررسي بشويم به اطلاع عزيزان وخوانندگان هفتهنامه سلام تورنتو و سايت سلام تورنتو ميرسانم اگر چه در سالهاي اخير سيستم پخت نان در ايران و بويژه در تهران ماشيني شده و اين موضوع از كميت و كيفيت پخت نان كاسته است ولي هنوز هم نانواييهايي وجود دارند كه به پخت اين نانهاي سنتي به روش قديم ادامه ميدهند. اصولاً چهار نوع نان در سطح ايران بعنوان نانهاي سنتي و ملي شناخته شدهاند:
-نان سنگك
-نان بربري
-نان تافتون
-نان لواش
در زمانهاي بسيار قديم، خانوادهها و افرادي كه با هم زندگي ميكردند، مايحتاج زندگي خود را بطور ساليانه و يكجا و بيشتر هم در ا يام برداشت محصولات كشاورزي كه بيشتر در پايان فصل تابستان و آغاز فصل پاييز بود، تهيه كرده و در منازل خود نگهداري ميكردند و به مرور آن را مورد استفاده قرار ميدادند. يكي از اين نيازها تهيه و نگهداري گندم براي پخت نان در طول سال بود. بطوريكه نان ما در همه» غذاها و نيازهاي خورد و خوراك تلقي ميگرديد. من يادم است كه حدود پنجاه سال پيش هنگامي كه ما در شهرستان زندگي ميكرديم، صبحانه اغلب افراد نان وچاي شيرين بود، كم كم كه وضعيت اقتصادي رشد كرد و شهرنشيني زياد شد و محصولات دامي و كشاورزي فرآوري شده و به سوي شهرها سرازير شد. چيزهاي ديگر مانند پنير، حلوا ارده با سرشير، عسل و تخممرغ هم به اين صبحانهها افزوده گرديد.
در گذشتهاي نه چندان دور در هر خانهاي چرخي سنگي وجود داشت كه خانمهاي خانه با آن گندم را آرد ميكردند و خمير ميزدند و در تنورهاي گلي كه در هر منزلي وجود داشت و با هيزم داغ ميشد، نان ميپختند. كم كم آسيابهايي براي آرد كردن گندم ساخته شد كه اول آسياب آبي بود و بعداً به آسيابهاي ديزلي و برقي تغيير يافت و پس از چندي واحدهاي نانوايي و نان پزي در سطح شهرها و روستا احداث گرديد، بطوريكه كم كم پختن نان در منازل متوقف گرديد و افراد براي تهيه نان مورد نياز خود آن را از مغازههاي نانوايي خريداري كرده و ميكنند.
نانواييهاي اوليه طريقه خمير زدن و پختن و سوخت تنورهاي خود را به روشهاي سنتي و قديمي انجام ميدادند و اخيراً حدود 10 تا 15 سال است كه روشهاي ماشيني و پخت نانهاي فانتزي رسم شده و ديگر از آن عطر و طعم نانهاي پخته نانواييهاي قديمي كه به قول معروف بوي نان تا هفت خيابان اطراف ميپيچيد و اشتها را باز ميكرد، خبري نيست.
درصدد تهيه كردن اين گزارش بودم كه مشاهده كردم يك خوش ذوق و علاقمند، ساختمان زيبا و دو طبقهاي را تبديل به مجتمع توليد انواع نان سنتي كرده بطوريكه انواع نانهاي سنگك، بربري، تافتون و لواش را در يك مجموعه ميپزد و هر كسي كه هر نوع نان را دوست دارد با مراجعه به واحد توليد آن نان، نان مورد نياز خود را ميخرد. جالب توجه است كه اين مجموعه كاملاً بهداشتي و در فضاي مناسب است كه براي مشتريان صندلي براي نشستن در نظر گرفتهاند و انواع وسايل سرگرمي مانند تلويزيون و... در آنجا قرار دادهاند و سفارش خود را حتي ميتواني از طريق كامپيوتر موجود در نانوايي ثبت نمايي و رسيد پرداخت وجه و تحويل نان دريافت كني.. اين كار در نوع خود ابتكاري زيبا و ماندني است. قيمت نان سنگك در اين نانوايي برحسب نوع سفارش كوچك و بزرگ و يك رو خشخاشي يا دو رو خشخاشي از مبلغ 400 تومان در نوسان است كه با توجه به كيفيت خوب نان پخت سنتي و بهاي نانهاي فانتزي و ساندويچي فعلي موجود در بازار، قيمتها چندان بالا نيست.
لازم به توضيح است ك چون هنوز دولت در توليد نان مصرفي افراد يارانه پرداخت ميكند، قيمت نان در ايران پايين است ولي اين گونه نانواييها از آرد آزاد و قيمت فروش آزاد تبعيت ميكنند كه قيمت فروش آنها تا دو برابر قيمت فروش نانهاي يارانهاي است. خوب حالا برگرديم به اصل مطالب و بيان تاريخچه و چگونگي پيدايش نان سنگك ايراني.
در رابطه با چگونگي و محل و تاريخ دقيق پيدايش نان سنگك در ايران هيچ گونه اطلاع دقيق و روشني در دسترس نيست. كهنترين نوشته و تحقيقي كه در آن از نان سنگك نام برده شده، كتاب فرهنگ لغاتي است به نام "برهان قاطع" كه توسط نويسندهاي به نام خلف تبريزي در سال 1062 هجري قمري نگارش يافته و مولف در آنجا در زير معني واژه سنگك مينويسد:
"نوعي از نان هست كه روي سنگ ريزههاي گرم بپزند."
همچنين در تقويم سالنمايي كه توسط كميته» نانوايان تهران كه در 19 ارديبهشت سال 1326 شمسي در تهران چاپ شده در رابطه» تاريخچه و چگونگي پيدايش نانوايي و نان سنگك اين گونه آمده است:
"شاه عباس براي رفاه حال طبقات تهيدست و لشگريان خود كه غالباً در سفر احتياج به نان و خورش موقت و فوري داشتند و لازم بود به هر شهري ميرسند نانواهايي باشند كه بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهيه نمايند و غذايي باشد كه خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل اين مشكل را از "شيخ بهايي" كه از اجلّه» علما و دانشمندان ايران بود خواست. شيخ بهايي با تفكر و تعمق تنور سنگكي را ابداع نمود. اين اختراع كه با دقت و هوشياري طرح و عملي شده است به قدري كامل و دقيق است ك پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اوليه» مورد استفاده و ناني كه از تنور سنگكي بدست ميآيد، مأكول ترين نان است." البته بايد اين نكته را توجه داشت كه عليرغم اين ادعا كه در اين سالنامه آمده است، نانوايان و كارگران و شاطران نانواييهاي سنگكي در رابطه با پيدايش اين نوع نان، نظرهاي ديگري هم دارند كه شايد اين ديدگاهها واقعيتر و به حقيقت نزديكتر باشد.
اين ديدگاهها اين است كه پخت نان سنگك قبل از ورود اسلام به ايران رواج داشته و پيدايش آن اين گونه بوده كه يكي از پادشاهان ساساني بيمار ميشود، طبيب معالج او تجويز ميكند كه براي شاه بايد ناني تهيه نمايند كه آن نان روي ريگ (سنگهاي كوچك) پخته شود. در اجراي اين كار دستور داده ميشود كه روي توري مقداري ريگ و سنگريزه بريزند و در زير آن آتش پرحجمي روشن نمايند تا ريگها كاملاً داغ گردند و آنگاه خمير نان را با دست در روي تختهاي پهن كرده و در روي سنگهاي داغ قرار دهند تا بپزد. ولي چون در اين روش قسمت پايين نان پخته و قسمت رويي نميپخت، آمدند توري ديگري هم در روي خمير قرار دادند و روي آن آتش ريختند تا هر دو طرف نان پخته شود. كم كم اين روش پختن نان توسعه و تكامل يافته تا به صورت امروزه در آمده است. همچنين در كتب تاريخي ذكر شده است كه وقتي سربازان عرب به شهر مدائن آمدند و نان سنگك را در روي ميز نانوايي ديدند، نميدانستند كه آن چيست و همين هم خود دليلي بر قدمت پخت نان سنگك در ايران است..
همچنين در سالهاي قبل در قلعهاي قديمي در نزديكي شهر ورامين در زير زمين اين قلعه بقاياي يك نانوايي سنگكي كشف شد ك تنور آن سالم مانده و ريگهاي داخل آن موجود بود.
نان سنگك كه از نظر مزه، طعم، هضم و بهداشت و سلامت بهترين نان ايراني و حتي دنيا است از آرد مرغوب و سالم، آب خالص و كمي نمك پخته ميشود. مايه خمير و يا خمير ترش هم براي ورآمدن خمير و بالا بردن كيفيت پخت نان به آن افزوده ميگردد.
در پخت نان سنگك به غير از سه ماده ذكر شده، نبايد چيز ديگري به آن افزود. استفاده از جوش شيريني كه در سالهاي اخير رواج پيدا كرده ممنوع است و حتي آرد اين نان بايد از گندم مرغوب و سالم بدون هيچ نوع آرد ديگري مانند آرد جو يا حبوبات باشد.
اگر گندمي دچار آسيب يا آفت از قبيل سن و چيزهاي ديگر باشد يا ناخالصي داشته باشد بدرد توليد اين نوع نان نميخورد. حتي انواع گندم كه در نقاط مختلف از لحاظ آب و هوا بدست ميآيند در كيفيت پخت نان سنگك موثرند. شاطرها و نانواهاي ماهر ميگويند آرد گندم براي پخت نان سنگك بايد ري آن (12 كيلو گرم) احتياج به يك تبريزي (سه كيلوگرم) ترشي و يك نصفه (ظرف نيم پر) نمك داشته باشد.
در زمانهاي گذشته شغل نانوايي كه به شاطري معروف است در خانوادهها موروثي بود و يك نوع تقدس خاص خود را داشت. يعني از پدر به پسر ميرسيد و به همين دليل نانوا حتي در صورت ضرر حاضر نبود از اين شغل پدري دست بكشد و كار ديگري انتخاب كند. بنابراين نانواها پشت در پشت اين شغل و مغازه» پدري را حفظ ميكردند و ادامه ميدادند و شغل نانوايي شغلي بود كه هر كسي وارد به آن نميشد. به همين دليل نانواها در كار خود تخصص داشتند و در شناخت گندم، توليد نان خوب و مرغوب و پر بركت از هر كوششي دريغ نميورزيدند. بنابراين آنها براي حفظ حرمت خانوادگي اين شغل همه سعي ميكردند با تهيه گندم خوب و پرورش خمير خوب، نان مرغوب و سالم به مشتريانشان تحويل دهند. خدا هم بركت كار را ميداد.
نكته قابل توجه در مديريت و گردش كار نانوايي سنگكي اين است كه چون نانواييها اغلب، در طول كل روزهاي سال باز است بنابراين تهيه مواد اوليه از لحاظ گندم، آب و نمك و ساير وسايل و لوازم ديگر بايد با توجه به اين زمان توليد و تعهد صنفي برنامهريزي گردد. يعني نانوا بايد پيشبيني مصرف حداقل يكسال گندم، آرد و ساير نيازهاي خود را بكند و آنها را در يك محل مناسب و مطمئن و بهداشتي نگهداري نمايد.
يكي از نكات بسيار مهم ديگر، مهندسي و معماري ساخت كورهپخت نان سنگك است كه ميبايست توسط معماري وارد و ماهر و با اطلاع از چگونگي پخت و فضاهاي گردش نان و محوطه نانگيري، ساخته شود. لازم به توضيح است كه كار كردن در محيط نانوايي علاوه بر آنكه به صورت موروثي و پدر فرزندي بوده ولي از يك لطف وزيباييهاي ديگري هم برخوردار است. اصولاً آنهايي كه يك واحد نانوايي سنگكي را ميچرخانند همچون يك خانواده در كنار هم زندگي ميكنند و براي تنوع و تهيه غذا از گرماي داخل تنور نان براي پختن غذاي افراد هم استفاده مينمايند، بطوريكه غذاهايي مانند بار گذاشتن ديزي، پختن سيب زميني، چغندر، كدو حلوايي و ساير غذاهايي ديگر، در داخل تنور صورت ميگيرد.
يكي از دردسرهاي مربوط به اداره كردن يك نان سنگكي تامين سوخت مورد نياز براي داغ كردن تنور بوده، در گذشته از انواع بوته، هيزم و اخيراً هم از نفت سياه (مازوت)، گازوئيل و در حال حاضر هم از گاز شهري استفاده به عمل ميآيد كه سوختي تميز و بي دردسر است.
در گذشته با توجه به اينكه شغل نانوايي شغل اجتماعي و پرطرفدار بود، نانواييهاي هر محله براي سرگرمي و همچنين تشويق جوانان به آموزش بيشتر، كارها و نوآوريهايي براي شاطرها انجام ميدادند و با برگزاري مسابقه و گردهم آمدن و پختن انواع نانهاي مختلف با ايجاد نقش و نگارها روي آن و همچنين پختن نانهاي مخصوص مثل نان پاي غنچه عقد، يا نان پاي غنچه هفت سين، يا پختن انواع نانهاي قندي و توتك، شور و حالي ديگر به محيط نانوايي و اين شغل ميدادند و محيط كار را شاداب و با نشاط ميكردند. ولي در حال حاضر از اين نوع كارها در نانواييها خبري نيست.
در رابطه با قوانين و مقررات مربوط به احداث يك واحد نانوايي از گذشته هاي بسيار دور ضوابط و آئيننامههايي وجود داشته، نگارنده در بررسيهاي خود برخورد كرد به مداركي در رابطه با چگونگي تاسيس نانوايي و فرمها و شرايط اجازه نامههاي دولتي كه مربوط به سال 1312 شمسي يعني زمان حكومت پهلوي اول بود. در اين آيين نامه و اجازه نامه كليه تعهدات طرفين كه دولت گندم و آرد در اختيار نانواها ميگذاشت و شرايط پخت نان و عرضه آن ذكر گرديده و كار مدام توسط بازرسان كنترل ميشده است. يكي از چيزهاي مهمي كه كنترل ميگرديد، نرخ فروش نان بود كه ميبايست با يك قيمت معقول به دست مردم كه غذاي عمومي آنها نان بود برسد و اگر خداي نكرده نانوايي يا شاطري در اين كار تخطي ميكرد اين عمل باعث نارضايتي و اعتراض مردمي و اجتماعي ميشد و چه بسا مشكل عمدهاي براي دولت ايجاد ميكرد. حتماً شما يا بزرگترها اين مثل را شنيدهايد كه در زمان شاه عباس و يا رضاشاه، قيمت نان ناگهان گران شد و شاه در آن زمان با لباس مبدل در نانواييها سركشي ميكرد و هنگامي كه مشاهده كرد نانوايي تخلف كرده است، او را در كوره نانپزي انداخت و از آن به بعد شايعه شده بود كه ممكن است در اين صف مشتريان نان، ماموري ايستاده باشد، بنابراين خود به خود قيمت نان كنترل شد و پايين آمد.
چون تامين نان مردم از اهميت خاصي برخوردار بود و يكي دو بار هم در زمان انقلاب مشروطيت و جنگ جهاني اول و دوم در تهران و شهرستانها مشكل نان پيش آمده بود، از دير هنگام و حتي تاكنون چگونگي تامين و عرضه نان مورد نياز مردم تحت نظارت دولت صورت ميگيرد. نگارنده در بررسيهاي خود به مداركي تحت عنوان نظامنامه نانوايي برخورد كرد كه در سال 1316 شمسي توسط وزارت داخله (وزارت كشور فعلي) و بخش امور شهرداريها تدوين شده و چگونگي تاسيس، مديريت، سهميه آرد، فروش و... واحدهاي نانوايي را در اين نظامنامه تعريف و مشخص كردهاند. يكي از ضوابط و مقررات سختي كه در اين دستورالعمل است توجه به بهداشت، سلامت، تميزي، لباس و استحمام كاركنان است كه بسيار به آن توجه گرديده است.
ولي نكته ديگري كه بايد در اين رابطه به آن اشاره كرد، شغل و كار در نانوايي و مخصوصاً نانوايي سنگكي است كه بسيار سخت و طاقتفرساست. بطوريكه كارگران و افرادي كه در نانواييها كار ميكردند به علت سختي و سنگيني كار زود شكسته ميشدند و از بيماريهاي مختلف رنج ميبردند. چون كار اكثر اين نانواييها سرپايي و مشكل است و افراد را به انواع ناراحتي جسمي و بيماري دچار ميكند. در گذشته براي رفع اين مشكل چارهاي نبود و افراد به انجام اين گونه كارها مشغول ميشدند ولي اخيراً هنگامي كه من به يك نانوايي چندگونه پز وارد شدم، مشاهده كردم كه ديگر محيط كار مانند گذشته نيست. فضا بسيار روشن و بهداشتي و كارگران و كاركنان نانوايي از بيمه و حقوق مناسب برخوردارند و حتي با يكي از شاطرها كه صحبت كردم ايشان ظاهري بسيار آراسته و باريشي پروفسوري و شيك در پشت پاروك نانپزي ايستاده بود و لنگ پاكيزه و زيبايي به دور كمر داشت و هنگامي كه از حقوق ماهيانهاش پرسيدم، رقمي به من گفت كه حتي مهندسين تحصيل كرده و ساير مشاغل اداري مشابه از اين سطح حقوق برخوردار نبودند.
اينجا بود كه خوشحال شدم و يادم افتاد به نسلهاي گذشته از نانواها و شاطرها، مانند شاطر عباس صبوحي قمي كه نان سنگك ميپخت و شاعر بود و شعرهاي زيبايي ميگفت و شاطر محمد قمي، شاطر سيد داود روغني، شاطر سيدجمال، شاطر مير ابوالقاسم، شاطر سيد جواد، شاطر غلامرضا، شاطر آقا حسين، شاطر ميرآقا و ساير شاطرهاي ديگري كه در ساليان دراز در اين شغل زحمت كشيدند و نان سنگك پختند و قت لايموت مردم را فراهم نمودند. روحشان شادباد. گزارش را با شعري از شاطر عباس صبوحي قمي به پايان ميبرم:
من اگر رندم و قلاشم، اگر درويشم
هر چه ام عاشق رخسار تو كافر كيشم
خواهمت تا كه شبي تنگ در آغوش كشم
چه غمم از خطري صبح در آيد پيشم
من همان "شاطر" عشقم كه به تو شرط كنم
گر كشم دست ز دامان تو نادرويشم
Oprah Winfrey![]()
مقام : 1
ارزش خالص دارایی : millions $ 1,500
سن : 52
مجرد
شغل : مجری تلویزیونی
J.K. Rowling
![]()
مقام : 2
ارزش خالص دارایی : millions $ 1,000
سن : 43
ازدواج کرده و طلاق گرفته
تعداد فرزند : 3
شغل : نویسنده (خالق هری پاتر)
Martha Stewart
![]()
ارزش خالص دارایی : millions $ 638
سن : 64
ازدواج کرده و طلاق گرفته

ارزش خالص دارایی : millions $ 325
سن : 49
متاهل
تعداد فرزند : 3
Celine Dion
ارزش خالص دارایی : millions $ 250
سن : 38
متاهل
تعداد فرزند : 1
ارزش خالص دارایی : millions $ 225
سن : 36
ارزش خالص دارایی : millions $ 150
سن : 40
مجرد
شغل : خواننده
ارزش خالص دارایی : millions $ 140
سن : 39
متاهل
تعداد فرزند : 2
ارزش خالص دارایی : millions $ 110
سن : 40
متاهل
تعداد فرزند : 2
ارزش خالص دارایی : millions $ 110
سن : 37
مجرد
شغل : هنرپیشه سینما و تلویزیون
1- نگران سوژه نباشید. چیزی كه زیاد پیدا می شود سوژه است. جامعه ای كه بین سنتی بودن و مدرن شدن گیر كرده، تمام اشخاص، مكان ها، رفتار ها، روابط و اتفاق هایش خنده داره. فقط كافی است بتوانید آن ها را بنویسید. البته یك اشكال وجود دارد: خنداندن آدم های چنین جامعه ای به شدت سخت است، تمام لطیفه ها و نوشته های طنز آمیز برای این ها خاطره است
.
2- می توانید برای ساختن شعر طنز دو مصراع بی ربط را در یك بیت جا دهید، همین بی ربطی باعث خنده می شود، بسیاری از طنز پردازان معروف معاصر از این تكنیك در شعرهایشان استفاده كرده اند، كه به آن تكنیك «نامربوط گویی» یا «این دو مصرع با چسب دو قلو هم به هم نمی چسبند لطفاً تلاش نكنید» می گویند.
3- به هیچ كس رحم نكنید، برای خنداندن دیگران همه را مسخره كنید. از آدم های غریبه شروع كنید تا به دوستان نزدیكتان برسید. اگر جواب نداد، اقوام درجه یك و دو را امتحان كنید. اگر باز هم كسی نخندید، خودتان را سوژه كنید. مطمئناً جواب می دهد، اگر جواب نداد، شما آدم بی مزه ای هستید. البته نگران نباشید، طنز پرداز بی مزه هم زیاد داریم كه آثارشان را گاهی طنز سیاه یا گروتسك می نامند و گاهی آثار خود را بالاتر از فهم مخاطب تصور می كنند.
4- مخاطبان را تهدید كنید كه اگر نخندند، دیگر طنز نخواهید نوشت، مطمئناً آن ها نخواهند خندید. راه درست تر آن است كه بگویید: «اگر نخندید به طنز نویسی ادامه خواهم داد.» آن وقت ببینید چگونه از خنده زمین را گاز می گیرند. درست حدس زدید در این دنیا همه چیز برعكس است.....(البته این مورد در رابطه با من سقط نمیکنه
.
5- یك گروه حرفه ای خنده كن تشكیل دهید، تا وقتی در شب های شعر طنز، آثارتان را می خوانید، از خنده روده بر شوند و با خنده های خود سالن را منفجر كنند. به بعضی از آن ها بگویید صندلی ها را از خنده گاز بگیرند و از برخی بخواهید از خنده غش كنند، این طوری می توانید ادعا كنید كه كار شما گرفته است.
6- اگر می خواهید طنز پرداز محبوب زیر 18 سال شوید، در یكی از مجلات «چهل كلاغ» یا «شیر تو شیر جوان» به نوشتن متن های بی نمك و توهین آمیز در مورد شخصیت های معروف سیاسی و اجتماعی بپردازید. با این كار هم زنگ خور تلفنتان بالا می رود و هم به زودی به یك چهره محبوب زیر 18 ساله ها تبدیل می شوید. در نوشته هایتان حتماً به نیكبخت و گلزار و دیگر شخصیت های محبوب زیر 18 سال بپردازید و از اصطلاحات «خفن»، «نسل سومی»، «جواتی»، «آی كیو» و ... استفاده كنید. می تونید برای شهرت بیشتر اسم خودتان را عوض كنید(یه چی تو مایه های نریمان
.
7- از رو نروید در صورت نداشتن استعداد هم به كار خود ادامه دهید یا در جوانی طنز پرداز می شوید یا در میانسالی مدیر اداره تولید و نشر خنده می شوید یا در پیری به عنوان استاد و پیشكسوت مورد تقدیر قرار می گیرید كه در هر صورت شما به عنوان یك طنز پرداز شناخته می شوید
متولد فروردین ماه
گلنخود شیرین، دوربین، نقره، cd بازی، بادکنک، تابلو پرتره، اسباب بازی، آلبوم عکس، گوشی موبایل، تجهیزات ورزشی، ماشین حساب سِتِ آینه و شانه، ثبت نام کلاسهای چتربازی، سبدی از گل های ابریشمی
متولد اردیبهشت
زمرد سبز ، گل زنبق دشتی ، کیف پول ، وسایل مذهبی ، دوربین شکاری ، آلبوم تمبر کتاب جیبی ، کتاب های رومیزی ، سبد پیک نیک ،روغن و وسایل حمام ،انواع سی دی نرم افزارهای کامپیوتر ، وسایل تزئینی سرخپوستی
متولد خرداد
مروارید ، گل رز ، بادبادک ، کتاب آشپزی ، لوازم مانیکور ، یخدان ، صفحه دارت ، چمدان شکلات ، بلوز ابریشمی ، کتاب آموزش رانندگی ، بلیط مسابقات اسبدوانی ثبت نام کلاس ورزشهای رزمی
متولد تیر ماه
یاقوت ، گل زبان در قفا (دلفینیوم) ، پیراهن ابریشمی ، تخته موج سواری ظروف کریستال ، جعبه جواهر ، شامپاین ، صدف دریایی تزئینی کتاب های خودآموز ، حیوانات خشک شده ، چتر مخصوص کنار دریا ، عینک آفتابی کتاب های عشقی ، تابلو نقاشی با منظره دریا
متولد مردادماه
زبرجد ، گل سوسن ، خودکار طلا ، کارت بازی ، کتاب جُک لباس ، ابزار باغبانی ، نوارهای ویدیویی ورزشی ، دستگاه قهوه ساز
ظروف چینی ، بازوبند تنیس ، دستگاه ضبط صوت ، جعبه سوغاتی
متولد شهریور
یاقوت کبود ، گل مینا ، کتاب ، جدول ، ساعت رومیزی برنجی ، کامپیوتر پَر گردگیری ، گلدان ، ساعت مچی طلا ، موی شتر
کُت ، پارچه رومیزی ، بالش های تزئینی (کوسن) ، چرخ خیاطی
متولد مهرماه
عقیق ، گل همیشه بهار ، قاب پنجره ، بلیط باله ، کتاب و رمان های جدید رومیزی ابریشمی ، لباس زیر (زنانه) ، بلیط کنسرت
عطر ، ستِ آبرنگ ، عطرپاش ، لباس ورزشی ، تُستِر ، قفس پرنده سیگار ، ماساژُر بدن ، لوازم نقاشی
متولد آبان ماه
یاقوت زرد ، گل داوودی ، لوازم آرایش ، چوگان گلف بازی ماساژُر پا ، روغن های رایحه درمانی ، گیلاس های کریستالی بلیط سفرهای دریایی ، کتاب های ستاره شناسی ، ملحفه و روتختی ابریشمی عطر ، زیرپوش ها و لباسهای زیر ، بلیط پارک آبی
متولد آذر ماه
فیروزه ، گل نرگس ، راکت تنیس ، اطلس یا کره زمین آکواریوم ، کتاب های هنری ، کتاب شعر کتاب راهنمای سفر ، لوازم چادر زدن ، گیره سر ، بلیط سینما مجله های دایره المعارفی ، بلیط پارک حیوانات وحشی
متولد دی ماه
لعل ، گل میخک صدپر ، پرده دیوارکوب ، لوازم آشپزخانه مجسمه ، سی دی موسیقی ، ظروف سفالی و سرامیکی ، قاب عکس
کفش راحتی ، لحاف ، خوراک پرنده ، جارختی ، تلویزیون ، بلیط نمایشگاه
متولد بهمن ماه
یاقوت ارغوانی ، گل بنفشه ، الات موسیقی ، ستِ شطرنج جدول کلمات متقاطع ، بخور خوشبو ، بلیط کنسرت موسیقی سنتی
وسایل اسکی ، ثبت نام کلاسهای رقص ، ستِ بازی کروکت ، بلیط گالری های هنری
متولد اسفند
زمرد کبود ، گل نسترن ، ستِ قهوه خوری کتاب های تاریخی ، لوازم حمام ، دستمال توری ، روتختی ابریشمی ست چای خوری نقره ، بلیط تئاتر ، شمع ، گل خشک ، کتاب های اسطوره ای
1.مدل جنتلمن( از نوع woman): خدا رو شکر بين اين همه مدلاي عجيب و غريب يه عده از دخترا (که واقعا معدودن) هم هستن که علاوه بر اينکه مد روز وتحصيل کرده هستن خودشونو گم نکردن و فارق ازسرگرميهاي الکي تو زندگي دنبال پيشرفتن.
2.مدل نازنازي:اين مدل کارو زندگيشون با دوستا بيرون رفتن و تلفن و چته و تا 50 سالگي تو اتاقشون عروسک نگه ميدارن فعاليتهاشونم شامل
خريدن هر چيز مد روزو به باد دادن پولاي باباجون هست.
ولي وسط همون کارها هم تا يکم کار جدي بشه دادشون در مياد که بابا ما خانوميم اين قدر کار سخت بهمون ندين!
4.مدل مرد ذليل:اين مدل که در حال انقراضن عاشق شوهر کردن و بشور بسابن
(به علت کمياب بودن اين مدل نتونستم اطلاعات بيشتري در موردشون پيداکنم). 5.مدل مامانم اينا:اين مدل دختراي محبوب مادراشونن و همه کاراشونو با نظر مادرشون انجام ميدن خيلياشونو ميشه تو گروه خرخونا که تو پايين توضيح دادم هم پيدا کرد. 6.مدل ضد پسر:اين مدل يه جورايي همکارمنن همه فکر و ذکرشون اينه که يه پسرو ضايع کنن و تا يک سال اين اتفاق خجسته رو وسه دوست و آشنا تعريف کنن 7.مدل خرخون:اين مدل تو زندگي فقط يه کار بلدن اونم درس خوندنه تو بحرشونم که بري ميبيني از ديپلم خياطي بگير تا گواهينامه زير دريايي رو گرفتن .ولي پاي عمل که برسن هيچي بلد نيسن 8.مدل روشنفکر:اين مدل خودشونو عقل کل ميدونن و عشق شرکت تو کلاسهاي مختلفن از يوگا بگير تامديتيشن و ... 9.مدل سرگردون:خانوماي عزيزي که اين مطلبو خوندين و جزو هيچکدوم نبودين/شما شامل ترکيب هچل هفتي از مدلاي بالا هستين که به مدل سرگردون معروفه!


همانطور که میدونیدخوشبختانه امروز مملکت عزیز ما تبدیل به ملک شخصی جناب عزرائیل عزیز شده و بعد از اینکه خیابان هامون تبدیل به مسلخ گاه این فرشته نازنین شد گویا الان نوبت آسمونه که باید شاهد هنرنمایی آقای(یا شایدم خانوم) عزرائیل دوست داشتنی باشه. به امید روزی که مرگ های غیر طبیعی کمتری رو در ایران عزیز شاهد باشیم.
خبر کوتاه ولی بسیار تکان دهنده بود:
باز هم یکی از هواپیماهای روسی با نام �خپلف� در آسمان ایران سقوط کرد.این هواپیما که متعلق به شرکت هواپیمایی �غازپین(GHAZPYAN )� بود صبح روز چهارشنبه در حواشی قزوین و در حالی که هیچ پرنده و چرنده و جنبنده ای در آسمان وجود نداشت تا هواپیما بتواند با آن تصادم نماید و تا 200 کیلومتری اطراف هم هیچ کوه ، صخره ،تپه و حتی تکه سنگی نیز وجود نداشت تا هواپیما خود را به آن بکوبد ، در نهایت در یک دشت صاف و بی آب و علف و بسیار هموار(با تأکید روی کلمه بسیار) موفق به سقوطی جانانه شد و تمامی 168 نفر خدمه و مسافرین معمولی و قاچاقی و خارجی آن فوت کردند و محض رضای خدا حتی یه مگس هم از این سانحه جان سالم به در نبرد.
بعد از این حادثه جان خراش و در عین حال روح نواز ، مسئولین همیشه در صحنه اعلام کردند با جدیت تمام کمیته ای را برای بررسی این حادثه معرفی خواهند کرد.در همین رابطه �اکبر کله پز� سخنگوی کمیته مذکور به خبرنگار ما گفت: �تمامی دست اندرکاران و دلسوزان شبانه روزی مشغول گشت و گذار در دشت مذکور هستند تا جعبه های سیاه هواپیما را پیدا کنند.هر چند به علت فرسوده بودن هواپیمای مذبور و به دلیل گذشت قرن ها از زمان ساخت هواپیما جعبه های مورد اشاره دچار خوردگی و زنگ زدگی و رنگ پریدگی گشته اند و کار ما برای پیدا کردن جعبه هایی با رنگ سیاه در این دشت برهوت کمی مشکل شده است و ما به دنبال پیدا کردن جعبه هایی به رنگ خاکستری و احتمالاً قهوه ای و یا سفید خواهیم بود!�
در همین رابطه یک منبع آگاه که برایش فرقی نداشت نامش فاش بشود یا نشود به خبرنگار ما گفت: فوق فوقشم که این حعبه های سیاه پیدا بشه. لابد بعدش یه چیزی در حدود هزار و دویست و بیست و پنج ممیز شصت و پنج صدم نفر- ساعت وقت ، صرف بررسی و شکافتن و جر دادن و پاره کردن ابعاد حادثه خواهد شد و بعد هم بازم مثل همیشه و بعد از اعلام مقصران احتمالی ، تاکتیک جالب و همیشگی �تقصیر من نبود تقصیر اون یکی بود� و نیز �من چیکاره بیدم� توسط مسئولان زیربط ارائه خواهد شد و پس از برکناری �آبدارچی� و �نظافت چی� برج پرواز مسئله به خیر و خوشی و به گونه ای باقلوا مانند حل خواهد شد و تا سقوط هواپیمای بعدی ماست مالی خواهد شد.گفتنی است این منبع آگاه دقایقی بعد از این اظهارات نژاد پرستانه و وطن فروشانه ، در حالی که مشغول رانندگی پشت فرمون پژو 405 اش بود به صورتی کاملاً اتفاقی(با تأکید روی کلمه کاملاً) ماشینش سوخت و سقط شد!
در همین زمینه روزنامه كيهال! به مدیر مسئولی پرفسور حسي بلا بلا بلا طلا ملا (!) که دارای مدرک دکترا در خنثی کردن انواع کودتاها و توطئه ها و انقلاب های مخملین از دانشگاه �هپروتستان� می باشد در سرمقاله روز پنج شنبه ابعاد تازه ای از این ماجرا را فاش کرد.به گفته جناب پرفسور اسنادی مبنی بر دست داشتن انگلیس و امریکا و شبکه bbc Persian و اپوزویسیون ضد انقلاب و منافقین مشارکتی و اشخاصی به نام �م .ح .م� و �م. ک� بدست آمده است که نشان می دهد این یک برنامه از پیش تعیین شده و مهندسی شده بوده است و حتی در صورتی که هواپیما سالم هم به مقصدش میرسید قرار بود اجرا شود.خبرها حاکیست آقای بلا بلا بلا طلا ملا در ادامه و پس از گفتن یک آه طولانی افزودند: حیف مهماندارهای هواپیما.جیگرمون سوخت واسشون! حيف كه پودر شدن و قاطي دشت و مزرعه و خس و خاشاك شدن!
نکته مهم: منظور از این خس و خاشاک ، اون خس و خاشاک نیست ها.اینجا منظور همون گرد و خاکه نه اون اغتشاش گرای وابسته به دولت انگلیس و دست نشانده زهره خانوم که یه ماهه دارند صدا و سیما رو برای اطلاع رسانی دچار مشکل می کنند!!!
در حاشيه سقوط هواپيما بين خس و خاشاك :
در جايي كه جز تكه هاي كوچكي از اعضاي بدن كس ديگري ديده نميشود ، پليس با باتوم ديده ميشود !!!!!!!!!!!!!! !!!!
گفتنی است اعضای تیم ملی نوجوانان جودو نیز در این هواپیما حضور داشتند و همه آنها کشته شدند. شبکه استانی خرم آباد در همین رابطه دیروز با سه تن از اعضای تیم نوجوانان که قاعدتاً باید تا الان مرده می بودند مصاحبه کرد و این عزیزان در حالی که هیچ گونه خراش کوچکی در صورت و اعضا و جوارحشان وجود نداشت به سوالات خبرنگاران این شبکه پاسخ دادند.اخبار تکمیلی حاکیست فدراسیون جودو در پاسخ سوال خبرنگاری مبنی بر اینکه اگه اعضای تیم نوجوانان جودو همه در این حادثه کشته شده اند پس این سه تا که زنده موندن و نامشون در بین کشته شدگان به چشم میخورد کی هستند به گفتن جمله �جانم؟� بسنده کرد و حاضر به توضیح دیگری به خبرنگاران نشد.او سپس مشغول صحبت با موبایلش شد که در بین مکالمه اش جملاتی همچون �لو رفتیم� ، �گندش در اومد� و ... شنیده شد.
مرکز آمار ایران هم اعلام کرد از این پس سوانح هوایی جزو �حوادث طبیعی� قلمداد خواهد شد. گفتنی است بعد از مرگ در اثر اعتیاد ، حوادث رانندگی دومین عامل مرگ و میر ایرانی ها محسوب می شود و گویا قرار است در آینده ای نزدیک سوانح هوایی در رتبه سوم این تقسیم بندی جای بگیرد.
ضمناً ستاد پیشگیری از حوادث غیر مترقبه طی بیانیه ای اعلام نمود: با توجه به فرا رسیدن فصل تابستان و آغاز سفر ها و تورهای تابستانی به مقصد دوبی و ارمنستان و... (و کلاً جاهایی که برادران و خواهران اون ور آبی کنسرت برپا می کنند) از هموطنان عزیز درخواست می شود حتی الامکان در خانه بمانند و از انجام سفر های هوایی بی مورد خودداری نموده یا با وسایل امن تری همچون الاغ و اسب و درشکه سفر نمایند و همچنین هنگام سوار شدن به هواپیما حتماً نام و نام خانوادگی و شماره شناسنامه خود را با خودکار کف پایشان بنویسند تا بعدها عملیات شناسایی اجساد راحت تر صورت بگیرد و بتوانیم قبل از تجزیه اجساد آنها را تحویل خانواده هایشان دهیم ضمناً سعی کنید حتی الامکان از سوار شدن به هواپیماهایی که آخراسمشان به �اف� یا �اوف� یا �ویچ� و اینها ختم می شود خودداری کنید !
این نکته رو هم خودم خارج از شوخی بگم:
یادمه چند سال پیش چند تا [...] به خاطر سقوط یک هواپیما در راه زاهدان کشته شدند و کل کشور به مدت سه روز عزای عمومی اعلام شد ولی الان که �شهروندان معمولی� ما در این حادثه جانشان را از دست داده اند دریغ از یک تسلیت و اظهار تأسف آقایون...!!

